معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣٣ - قورباغهات را زير دندانهايت له کن (٢) - هاشمی سید ناصر
قورباغهات را زير دندانهايت له کن (٢)
هاشمی سید ناصر
مقولهي اعتماد به نفس اين روزها خيلي مد شده؛ ولي شما بايد آگاه باشيد و به حرف آدمهاي نامعتبر گوش ندهيد، فقط به ما اعتماد کنيد. ما در اين مقوله، روش صحيح برخورد با مسائل فرهنگي، برخورد با مشکلات و کلاً انواع برخوردها را توضيح ميدهيم. ما شما را راهنمايي ميکنيم تا در هر موقعيّتي بتوانيد به شغل دلخواهتان برسيد. پس با اعتماد به ما و خواندن اين مراحل ميتوانيد مثل راحتالحلقوم، قورباغه را که چه عرض کنم، حتي وزغ و تمساح و اسب آبي را هم قورت بدهيد.
فصل اول: چگونه متخصص چاپ کتابهاي کنکور شويم؟
١- ابتدا اسمي پيدا کنيد که اول آن «کانون» يا «گروه» باشد، مثل «گروه درسي فلان» يا «کانون درسي فلان»
٢- چند نفر را پيدا کنيد که بيايند و در تبليغات تلويزيوني خودشان را نفر اول کنکور اعلام کنند و بگويند که کتابهاي شما را خواندهاند. هر کسي باشد فرقي نميکند. مطمئن باشيد که کسي تحقيق نميکند که آيا آنها نفر اول بودهاند يا نه؛ حتي ميتوانيد پدربزرگ بنده را ببريد و بگوييد ١٠٠ سال است در کنکور قبول نشده، ولي وقتي کتابهاي شما را خواند، قبول شد.
٣- يک ساختمان عريض و طويل در خيابان اصلي پايتخت تهيه کنيد و به عنوان مرکز آموزشي، کتابخانه و جايي براي پُز دادن و دادار دودورهاي متفرقه.
٤- چند نفر را هم پيدا کنيد که از کتابهاي درسي سؤال تهيه کنند. از همه جاي کتاب هم سؤال تهيه کنيد؛ حتي از تعداد صفحات، فهرست، پشت جلد و... تا مردم به دقت نظر شما اعتماد کنند.
٥- آخرين مرحله اينکه يک آقايي را پيدا کنيد که صداي کلفتي داشته باشد تا کتابهاي منتشر شدهي شما را در تلويزيون تبليغ کند. صدا هر چه کلفتتر، تبليغ بهتر و مشتري بيشتر. تبليغات بايد آنقدر زياد باشد که در ذهن مردم بنشيند. ميتوانيد روي در و ديوار و ماشينهاي مردم برچسب تبليغي بچسبانيد و يا در اول، وسط و انتهاي هر برنامهي تلويزيوني شما را تبليغ کنند، تا جايي که مردم به مرز فحش دادن برسند. اينگونه است که تبليغ در ذهنشان ميماند.
فصل دوم: چگونه يک مدرسهي غيرانتفاعي داير کنيم؟
١- اگر بتوانيد مجوز مدرسه را بگيريد (که عمراً بتوانيد) نصف راه را رفتهايد، مبارکتان باشد.
٢- يک ساختمان کلنگي پيدا کنيد و آن را با پرده به قسمتهاي مختلف يا به عبارت بهتر، به کلاسهاي مختلف تقسيم کنيد. مطمئن باشيد که هيچ سر و صدايي از اين کلاسها خارج نخواهد شد؛ چون يا همه خواب هستند و يا در مسافرتهاي خارجي به سر ميبرند. پس نگران نباشيد.
٣- به هيچ وجه نمرهي مفت به دانشآموز ندهيد؛ چون عادت ميکنند و پررو ميشوند. هر وقت پول وصول شد، آنوقت فکري برايش بکنيد.
٤- تا ميتوانيد کلاسهاي فوقبرنامه براي دانشآموزان راه بيندازيد که مثلاً نشاندهندهي فعاليت زياد مدرسهي شما باشد. فرقي نميکند چه کلاسي باشد؛ مثلاً کلاس چگونگي چيدن پشم گوسفندان مرينوس.
٥- آخرين مرحله، مسئلهي آموزش است که آن هم مهم نيست. انجام نشد هم نشد. سر اين موضوع با دانشآموزان کنار بياييد.
فصل سوم: چگونه به دانشگاه راه پيدا کنيم؟
١- مهمترين کار براي شما اين است که خودتان را هر طوري شده به زور التماس، تبصره، پول و آشنا (سوءتفاهم نشود، منظورمان از آشنا پارتي نيست) خود را به ديپلم و پيشدانشگاهي برسانيد.
٢- تا ميتوانيد از جواني خود استفاده کرده و خوشگذراني کنيد تا روحيهي شرکت در امتحان را داشته باشيد.
٣- حتماً دفترچهي شرکت در آزمون را بگيريد و آن را پر کرده و ارسال کنيد. اين گزينه از الزامات و واجبات قبولي در کنکور است. (پيشاپيش از شما عزيزان معذرت ميخواهيم که مجبوريد اين کار سخت و مشکل را انجام دهيد.)
٤- در روز آزمون به هيچوجه به خودتان استرس وارد نکنيد. وارد حوزهي امتحاني شده، به جايگاه خود برويد و زير برگهي خود را که به منزلهي حضور در جلسهي امتحان است، امضا کنيد و از جلسه خارج شويد. هيچ احتياجي هم به جواب دادن سؤالها نيست. کار تمام است. خود را يک دانشجو بدانيد.
٥- در روز اعلام نتايج سري به اينترنت بزنيد و اسم خود را سِرچ کنيد. مطمئن باشيد که شما را به زور در دانشگاهي قبول کردهاند. ملاحظه فرموديد که چهکار آسان و بدون استرس و اضطرابي بود؟ در همين مواقع است که ما روانشناسها ميتوانيم به شما کمک کنيم.
فصل چهارم: چگونه يک پليس موفق باشيم:
١- يک پليس موفق بايد خلافکارها را از ظاهرشان بشناسد. چگونه؟ الآن ما شما را آگاه ميکنيم. آدمهاي خلاف مشخصههايي دارند، مانند: ١. موي بلند؛ ٢. موهاي فرفري؛ ٣. مدام دور و اطراف خود را ميپايند؛ ٤. آدامس ميجوند؛ ٥. زنجير دور دستشان ميگردانند.
مرحلهي اول، شناخت اين اشخاص است. خوب ببينيد تا اين آدمها را پيدا کنيد.
٢- هر کسي را با مشخصههاي بالا در پارک يا خيابان ديديد، خيلي خونسرد به طرفش برويد و بگوييد: «جنس را رد کن بياد». اگر جنس را داد که به جرم خودش اعتراف کرده. اگر نداد، دارد انکار ميکند، بايد جديتر برخورد کنيد.
٣- اگر اعتراف نکرد، آنقدر بزنيدش تا به ... خوردن بيفتد. با اين روش حتماً اعتراف ميکند.
٤- اگر سرسخت بود و اعتراف نکرد او را به منزل بياوريد و از روشهاي زير استفاه کنيد: ١- وصل کردن برق؛ ٢- گذاشتن اتو؛ ٣- کشيدن ناخن؛ ٤- سبيل آتشي؛ ٥- کفگرگي (اين شيوه در آمريکا به شدت جواب داده است.)
٥- اگرم مجرم تمام مراحل بالا را طي کرد و حرفي نزد و احتمالاً بيگناه است، ميتوانيد او را رها کنيد و سراغ شخص ديگري برويد. يادتان باشد، همه خلافکارند مگر اينکه خلافش ثابت شود. (قانوني پذيرفتهشده در آمريکا)